عشق فرغونی چنده...؟!؟!
می خوام عاشق بشم اما تب دنبا نمیذاره سر راه بهشت من درخت سیب می کاره
جاتون خالی چه حالی داد شمال خلاصه برای اولین بار با مامان و بابای بداخلاقم تو یه مسافرت 3 نفره بهم خیلی خیلی خوش گذشت. دریا که مثل استخر بود. یه دونه موجم نداشت. هوا هم که توپ. نمی دونم چرا انقدر شمال خلوت بود. بر عکس همیشه که از ترافیک تمام سفر کوفتمون می شد این دفعه خیلی باحال بود. همه جا فقط ما بودیم و 2-3 تا خانواده دیگه. فکر کنم به خاطر کنکور و این مسائل بود. دم ساحل که بودیم یهو خواهر جان تپل زنگ زد به گوشیم، گریه می کرد مثل ابر بهار که شما کجایین من از صبح هر چی زنگ می زنم هیچ کی از شما خبر نداره...! باورم نمی شه یه بارم که شده تونستم با مامانم و بابام کنار بیام و باهاشون تو یه مسافرت بهم خوش گذشت. همیشه از ترس تنهایی دوست دارم یکی باهام تو مسافرتا باشه. ولی این دفعه بهم ثابت شد اونا هم همسفرای خوبین. در هر صورت دوباره یک توصیه دارم براتون. یه سَری برین شمال. الآن خیلی مشتیه... می چسبه بعد این همه درس و امتحان و کار و خونه داری... فقط مواظب خودتون باشین که پوستتون نسوزه. مثل منه بدبخت جزقاله نشین که بعدش پدرتون در میاد. راستی احتمالا باید تا 3 روز آینده کمبود supernatural خونم رو جبران کنم. اگه روزی 6 قسمت می دیدم، حالا دیگه باید روزی 10 قسمت ببینم تا کمبودش جبران شه.
. پنج شنبه صبحی از صدای داد و بی داد بابام از خواب بیدار شدم. رفتم دیدم همه وسایلشو جمع کرده داره راه میوفته بره چالوس. اِ... خوب بابا جان وایسا ما هم بیایم. خوب ما هم آدمیم. در عرض یه ربع همه وسایلمو جمع کردم و با مامان و بابا زدیم به جاده. مامانم می گفت می ریم تا یه جایی از جاده یه ناهاری میخوریم بر می گردیم. تو جاده خودمون 3 تا بودیم فقط. پرنده پر نمی زد. خلوت...!
خلاصه بابام یه جوری رفت و تو راه اصلا واینستاد که ما ناهار و تو جنگلای عباس آباد خوردیم. تا حالا نشده بود ما یه مسافرت 3 نفره بریم. نمی دونم. شاید به خاطر موقعیتیه که تو فامیل داریم. اصولا مسافرتامون بیشتر از 10 نفره و تو راه (حالا هر جا که می ریم) منفجر می شیم از جا تنگی...!
![]()
مامانم هم یه چیزی سر هم کرد و بهش گفت. آخه خواهر جان تپل با یه نی نی تو شکمش که نمی تونه بیاد شمال و این حرفا که...
داستان داریم ما با این خواهر... خالا تا کی نینی جان تپلش به دنیا بیاد که بتونیم باهاشون بریم مسافرت...! ا ووواَ اَ اَ ه ه ه ...! 
![]()

![]()


